بیوگرافی منصور
طی دهه ی اخير ٬ منصور از يک خواننده ی گمنام به يک شخصيت بين المللی تبديل شده است ٬ بطوری که فهرستی از بهترين آلبوم های موسيقی را در کارنامه ی خود ثبت کرده است CD وآلبوم "فراری" که ويژگي اصلی آن مفهوم مثبت ترانه ها و موسيقی ساده و روان قطعات می باشد ٬ به عنوان پنجمين کار منصور با شرکت ترانه وهشتمين کار منصور در مجموع است که احتمالا در اوايل سال 2005 ميلادیبه بازار خواهد آمد.
هرچند منصور آثار خود را خارج از ايران ضبظ ميکند و فروش آثار در ايران غير قانونی می باشد ٬ ولی وی در ايران نيز به عنوان يکی از مشهورترين هنرمندان ايرانی مطرح است.
جدا از فروش ميليونی آثار منصور و استقبال کم نظيری که از کنسرت های منصور در سراسر جهان ميشود ٬ موسيقی وی به بخشی جدا ناشدنی از زندگی ايرانيها تبديل شده است.
آهنگ "ديوونه" ی منصور به طور ويژه ای در استاديوم های فوتبال در ايران مشهور شده است ٬ هزاران فوتبال دوست ٬ هنگامی که اشتباهی از يکی از بازيکنان يا داور سر ميزند ٬ با فرياد "ديوونه ٬ ديوونه" به دسته جمعی اين آهنگ را ميخوانند.
و همچنين قطعاتی از برخی ديگر از آثار مشهور منصور مانند "فقط بخاطر تو" و "عزيز دلمی" هر از گاهی در فيلم های ايرانی به گوش ميرسد.
منصور در تهران به دنيا آمد و سپس در سن 13 سالگی وارد خاک آمريکا شد.
وی در سنين نوجوانی هرگاه فرصتی می يافت در مدرسه و مهمانی ها به خواندن میپرداخت.
منصور درمورد عشق و علاقه ی خود نسبت به موسيقی سنتی ايران ميگويد : (( هنگاهی که جوانتر بودم هميشه تحت تاثير ملوديهای سنتی ايران آواز ميخواندم. )) پس از اتمام دوران دبيرستان منصور به عنوان همخوان روی صحنه و در استوديوهای ضبط موسيقی به کار پرداخت. پس از گذشت مدتی تا منصور با روند کار در استوديو ضبط موسيقی آشناتر شد ٬ يکی از موسيقيدانانی را که از قبل با او سابقه ی همکاری داشت را به منظور تنظيم آهنگها در پروژه شخصی خود به استخدام درآورد.
منصور ضبط اولين آلبوم خود را با سرمايه ی شخصی حاصل از درآمد فروشگاه موبايل متعلق به خود ٬ در سال 1991 آغاز کرد. منصور در اين باره ميگويد : (( من عاشق موسيقی هستم اما در عين حال از هيجان حاصل از دنيای خريد و فروش نيز لذت ميبرم. ))
پروژه ی منصور 3 سال برای کامل شدن طول کشيد زيرا منصور اصرار داشت از بهترين امکانات و روش ها برای ضبط کارهايش استفاده کند در اين مدت منصور تحت آموزش استادان آواز ٬ تکنيک آوازش را بهبود بخشيد. اولين آلبوم منصور به نام August 1994 در سرانجام فرفره های بی باد" توسط شرکت کلتکس به بازار آمد.منصور با چشيدن طعم موفقيت ٬ در عرض 4 سال 3 آلبوم ديگر نيز به بازار
داد : "تصوير آخر" ٬ "دريچه" و "قايق کاغذی". همان طور که کم کم بر طرفداران منصور اضافه می شد ٬ يک فيلم ساز مستقل ايرانی به نام "بابک شکريان" در سال 1999 از منصور برای بازی در فيلم "آمريکای زيبا" دعوت کرد. بازی در اين فيلم هم زمان با ضبط پنجمين آلبوم منصور بود ٬ اما با اين حال منصور اشتياق زيادی برای تجربه ی بازيگری داشت.
تجربه ی کارهای مختلف باعث افزايش خلاقيت منصور شد ; درنتيجه منصور در آلبوم "فقط بخاطر تو" اولين آهنگ خود را ساخت. منصور در مورد احساساتی که باعث شد وی به آهنگ سازی بپردازد ميگويد : (( قطعه ی خاصی از اين آلبوم بيان علاقه ی شخصی من به موسيقی است ٬ آن چيزی که از بچگی در مورد موسيقی در قلبم احساس ميکردم ٬ اگرچه ساختار اصلی موسيقی مرا موسيقی پاپ تشکيل ميدهد ٬ اما به موسيقی سنتی ايران نيز علاقه ی زيادی دارم. ))
وقتی آلبوم "فقط بخاطر تو" در March 2000 به بازار آمد ٬ منصور که قسمت عمده ی سرمايه گذاری آلبوم را خودش انجام داده بود ٬ مضطرب و نگران بود ; اما اين آلبوم خيلی سريع به بهترين اثر منصور تا آن زمان تبديل شد که فروشی ميليونی داشت ( البته گزارش ها ی مربوط به فروش اين آلبوم ٬ قابل اعتماد نيست زيرا در بسياری موارد تکثير به صورت غير مجاز بوده )
آهنگ های اين آلبوم همراه با ويدئوها ی آن به عنوان يک موفقيت قابل توجه ٬ پلی ميان ايرانيان داخل و خارج کشور ايجاد کرد.
آهنگ "فقط بخاطر تو" به عنوان وجه اشتراک تمام ايرانيها در سراسر دنيا و احتمالا به محبوب ترين آهنگ ايرانی در طی 2 دهه ی اخير تبديل شد.
اين آهنگ در همه ی کلوپ های شبانه ٬ پارتی ها ٬ تلويزيون ها و ايستگاههای راديويی شنيده ميشد.
در آن زمان "فقط بخاطر تو" آنقدر همه گير شد که تقريبا به عنوان يک سرود ملی درآمد. اما خود منصور اظهار دارد که گاهی آهنگهای مورد علاقه ی خودش مورد توجه مردم قرار نميگيرد ; مانند آهنگ "انتظار" که منصور شخصا علاقه ی خاصی به آن دارد.
ششمين آلبوم منصور به بازار آمد December 2001در آلبوم "زندگی" که سومين همکاری منصور با شرکت ترانه بود. که طرفداران منصور با ديدن قيافه ی جديد او در ويدئوهای آلبوم زندگی ٬ شگفت زده شدند. منصور دراين باره ميگويد : (( من موهايم را بلند کردم زيرا ميخواستم نسبت به ويدئوهای قبلی ظاهر متفاوتی داشته باشم. من به همراه گروهArizona ٬ New Mexico ٬ Texas ٬ موسيقيی که با آنها کار ميکردم به Grand Canyon ٬ Monument Park و White Sands رفتیم تجربه ی بسيار خوبی بود که در همين زمان فيلم "آمريکای زيبا" در چندين فستيوال فيلم در Berlin ٬ Marrakech ٬ Gothenburg و Los Angeles به نمایش در آمد و از طرف منتقدان مورد ستايش قرار گرفت و چند جايزه به خود تعلق داد ; اين امر باعث شد منصور به شنونده های جديدی در سراسر دنيا معرفی شود. هفتمين آلبوم منصور با نام "ديوونه" ٬ دو آهنگ محبوب ديگر را از منصور معرفی کرد ; يکی "ديوونه" که نام آلبوم جديد او نيز بود و ديگری "عزيز دلمی". به تدريج طرفداران فارسی زبان جديدی از افغانستان ٬ تاجيکستان ٬ بحرين ٬ امارات ٬ قطر ٬ کويت و ترکيه نيز بر طرفداران قبلی منصور اضافه شدند ; درنتيجه منصور به يکی از موفق ترين هنرمندان خاورميانه تبديل شد.
زلزله ی ويران کننده ای در جنوب شرقی ايران در December, 26, 2003 رخ داد که بيش از 26 هزار نفر کشته و 9 هزار نفر مجروح بر جای گذاشت.
اين زلزله ٬ يکی از مصيبت بارترين بلاهای طبيعی قرن بود. منصور به ياد کسانی که در اين حادثه ی غم انگيز از دست رفتند ٬ ويدئوی جديدی برای نوروز 2004 تهيه کرد به نام "عيدی ندارم". ابتدا قرار بود اين آهنگ فقط در قالب يک ويدئو ارائه شود ٬ اما تقاضای طرفداران تا حدی بود که منصور تصميم گرفت اين آهنگ را به آلبوم آينده ی خود اضافه کند.
به دنبال ارائه ی آلبوم "فراری" ٬ منصور اميدوار است که طرفداران خود را از
فرهنگ ها و زبان های مختلف افزايش دهد.
امروز منصور قسمتی از زندگی ميليون ها ايرانيست. به نظر ميرسد که صدای منصور در هر خانه ای شنيده ميشود. در چنين روزگاری پيام اميدبخش منصور از هر زمان ديگری مهم تر است.
منصور به اين حرف گاندی اعتقاد دارد : (( تو بايد همان تغييری باشی که انتظار داری در جهان به وقوع بپيوندد. ))
منصور در حال حاضر در لس آنجلس زندگی ميکند ٬ اما بيشتر وقتش به سفر در دور دنيا ميگذرد. گرچه منصور ديگر در ايران زندگی نميکند اما ايران هميشه قسمتی از وجود اوست و هميشه با او خواهد بود
__________________
ای امید قلب مشتاقان ، سلام
من فدای نام و عنوان توأم
ریزه خوار خوان احسان توأم
دارم از حق خواهش دیدار تو
تا که گردم در رکابت ، یار تو
رَبّ عَجّل فی ظهور المُنتظَر
نَوّرِ العالَم بنور المنتظر
تعداد 3 کاربر از nader_dji عزیز به دلیل ارسال این پست مفید تشکر کرده اند :
سلام. خسته نباشید. نمی دونم اینجا جاییه که باید سئوالم رو بپرسم یا نه، ولی جای دیگه ای رو پیدا نکردم.
من بیوگرافی اعضای "گروه رستاک" رو می خواستم. در مورد تحصیلاتشون، سنشون و...مخصوصاً خانمهای گروه، سیامک سپهری سرپرست گروه و خواننده های گروه، فرزاد و بهزاد مرادی (مخصوصا بهزاد). اگر برام پیدا کنید ممنون می شم.
__________________
یا به اندازهء آرزوهایت تلاش کن؛ یا به اندازهء تلاشت آرزومند باش
تعداد 4 کاربر از elahe_n12345 عزیز به دلیل ارسال این پست مفید تشکر کرده اند :
سلام. خسته نباشید. نمی دونم اینجا جاییه که باید سئوالم رو بپرسم یا نه، ولی جای دیگه ای رو پیدا نکردم.
من بیوگرافی اعضای "گروه رستاک" رو می خواستم. در مورد تحصیلاتشون، سنشون و...مخصوصاً خانمهای گروه، سیامک سپهری سرپرست گروه و خواننده های گروه، فرزاد و بهزاد مرادی (مخصوصا بهزاد). اگر برام پیدا کنید ممنون می شم.
سلام
مرسی همچنین چشم سعی میکنم یه بیو گرافی توپ براتون بذارم
__________________
ای امید قلب مشتاقان ، سلام
من فدای نام و عنوان توأم
ریزه خوار خوان احسان توأم
دارم از حق خواهش دیدار تو
تا که گردم در رکابت ، یار تو
رَبّ عَجّل فی ظهور المُنتظَر
نَوّرِ العالَم بنور المنتظر
تعداد 4 کاربر از nader_dji عزیز به دلیل ارسال این پست مفید تشکر کرده اند :
استاد مجید درخشانی
نوازندهی تار، آهنگساز و سرپرست گروه شهناز
متولد سال 1336در مهدی شهر سمنان.
موسیقی را از دوران نوجوانی آغاز کرد. وی هنرجوی هنرستان موسیقی بود. سپس در سال 1354 با ورود به دانشکده هنرهای زیبا(دانشگاه تهران) در دو رشته ی نقاشی و موسیقی به ادامه تحصیل پرداخت. وی همزمان با تحصیل در دانشگاه، به فراگیری موسیقی نزد استاد محمدرضا لطفی در دانشگاه و خارج از آن در قالب آموختن ردیف (تار و سهتار) پرداخت.
سال 1356 به عضویت گروه موسیقی «شیدا» در آمد و در تولید و خلق مجموعهی آلبومهای «چاووش» مشارکت داشت و نیز عضوهیت مؤسس «کانون چاووش» شد. انتشار آلبومهای «بچهها بهار» (با حسین علیزاده) و آلبوم «قاصدک» (با صدای مهدی اخوان ثالث) از تلاشهای مستقل او در دههی شصت بود.
وی در سال 1363 به آلمان عزیمت کرد و در شهر کلن ساکن شد. در مدت 20 سال اقامت، وی در راهاندازی کانون موسیقی «نوا» و برقراری کنسرتها و سمینارهای سالانهی مرتبط با موسیقی ایرانی وتدریس موسیقی و همچنین انتشار آلبومهایی چون «نسیم صبحدم»، «گمگشته»، «نیریز» و… تلاشهایی جدی صرف نمود
از سال1364شروع به تدریس در دانشگاه هنر(موسیقی)کرد. مجید درخشانی هم اکنون سرپرست گروه های«نوا»(در آلمان)« خورشید»و« شهناز» است.
دیگر اثار استاد مجید درخشانی :در خیال ( با صدای استاد محمدرضا شجریان ) –نسیم صبحدم-جوهر عشق-دیدار-شهر آشنایی(با صدای حسام الدین سراج)-فصل باران(اجرای گروه خورشید با صدای علیرضا قربانی)-آسمانه(اجرای گروهخورشید با صدای غلامرضا رضایی-من طربم(مجموعه تصانیف) و… رامین صفایی
نوازندهی سنتور
متولد 1341 تهران
تحصیلات : کارشناسی مهندسی شیمی ، کارشناسی ارشد نوازندگی موسیقی ایرانی ( دانشگاه هنر)
• فراگیری سنتور در شهرستان گرگان سال 1354 نزد آقای ناصر صفایی
• فراگیری سنتور نزد استاد فرامرز پایور طی سال های 1370 – 1377
• بهره گیری از محضر اساتید پرویز مشکاتیان و پشنگ کامکار طی سال های 1376 – 1383
• فراگیری و آشنایی با سه تار نزد استاد زیدالله طلوعی طی سال های 1376 – 1380
• آهنگسازی و تنظیم آلبوم چاووشی با صدای حسین کاظمیان
• همکاری با گروه موسیقی ماهور ، نوا و نکیسا در مازندران
• سرپرستی گروه موسیقی چنگ از سال 1380 تاکنون و اجرای کنسرت های متعدد در تهران و شهرستان ها
• فراگیری تمبک ، ویلن در استان مازندران طی سال های 1370 – 1380 مژگان شجریان
نوازنده ی سه تار
متولد : 1348 تهران
تحصیلات :
کارشناس نقاشی، کارشناس ارشد ارتباط تصویری ( گرافیک ) از دانشگاه آزاد اسلامی، کارشناس موسیقی از دانشگاه هنر
سابقه آموزشی:
• فراگیری سه تار نزد استاد محمدرضا لطفی و استاد حسین علیزاده در مرحله مقدماتی سال 1358
• فراگیری ردیف نوازی نزد استاد پرویز مشکاتیان سال 1360
• فراگیری ردیف نوازی نزد استاد مهربانو توفیق در دانشگاه هنر سال 1368
سابقه فعالیت هنری:
اجرای کنسرت با سرکار خانم سیما بینا در سال 1370 در تهران
طراحی گرافیک آثار استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان از سال 1372
طراحی و اجرای صحنه کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز 1387
اجرای کنسرت با گروه شهناز در سال 1387 محمد رضا ابراهیمی
نوازندهی عود
متولد 1350
فارغ التحصیل رشته موسیقی از دانشگاه هنر و نوازنده تار سه تار دیوان و عود. او فراگیری موسیقی را نزد مجید درخشانی، ارشد طهماسبی محمد رضا لطفی و هوشنگ ظریف آغاز کرد. از سال 1368 آموزش عالی و فعالیت های اجرائی خود را از قبیل ضبط موسیقی و اجرای کنسرت نزد حسین علیزاده آغاز کرد. وی در حال حاضر مدرس موسیقی در دانشگاه هنر و هنرستان موسیقی می باشد. .او در کنسرت اصفهان (1386)همراه گروه آوا و استاد محمدرضا شجریان بود. از دیگر فعالیت های هنری وی انتشار آلبوم تکنوازی عود به نام «ثنا» است. شاهو عندلیبی
نوازندهی نی
متولد سال 1353 سنندج
تحصیلات: کارشناس ارشد موسیقی ( دانشگاه هنر )
• فراگیری مقام ها و آواز کردی از کودکی زیر نظر پدرش زنده یاد ایرج عندلیبی
• فراگیری نوازندگی نی و ردیف میرزاعبدالله نزد جمشید عندلیبی از سال 1367
سابقه فعالیت های هنری
• همکاری با گروه مولانا به سرپرستی محمد جلیل عندلیبی (1371 – 1375)
• همکاری با گروه تنبور شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری (1378-1380)
. اجرای کنسرت به عنوان خواننده در گروه عندلیبی در اولین فستیوال موسیقی کردی در کردستان عراق (1382)
• همکاری با گروه خورشید و ماه از زمان تاسیس به سرپرستی مجید درخشانی ( از 1383)
• همکاری با استاد محمدرضا شجریان ( گروه آوا ) در کنسرت غوغای عشقبازان در شهر اصفهان 1386
• اجرای کنسرت های متعدد در داخل و خارج از کشور با گروه خورشید از جمله: اجلاس سران شانگهای در کشور چین، کنسرت در کاخ ورسای فرانسه، بزرگداشت مولانا در یونسکو ( پاریس)، کنسرت در کشور روسیه و کنسرت های متعدد در کشور آلمان و دانمارک و فرانسه به صورت هم نوازی به همراه استاد مجید درخشانی
• همکاری به صورت گروه نوازی و تکنوازی در تولید آلبومهای منتشر شده و در حال انتشار به نام های:
فصل باران، آسمانه، گنج نهان، بودن و سرودن و دیدارها، مستان سلامت می کنند، نیشتمان، سکوت، چوپی رادمان توکلی
نوازنده تار
متولد 1353 تهران
تحصیلات : لیسانس عمران
سوابق آموزش:
• آقای امیر نادرزاده 1372 (نوازندگی تار دوره مقدماتی)
• آقای فریبرز عزیزی و استاد حسین علیزاده 1381 – 1378 ( نوازندگی تار)
• استاد محمد رضا لطفی ( دوره تئوری موسیقی 1374 و فراگیری تار و شناخت ردیف 1385 تا کنون)
• استاد فرهاد فخرالدینی هارمونی مقدماتی
سوابق و فعالیت های هنری
• شرکت درجشنواره موسیقی جوان سال 1376
• همکاری با گروه پرنیان به سرپرستی کامیار صیقلی 1376
• برگزیده جشنواره تارنوازان بزرگداشت استاد حسین علیزاده سال 1381
• عضویت در گروه خورشید به سرپرستی استاد مجید درخشانی ( اجرای کنسرت های متعدد در داخل و خارج از ایران از جمله اجلاس سران شانگهای و مقر سازمان یونسکو در پاریس)
• نوازندگی در آلبوم های فصل باران ، آسمانه، بودن و سرودن، گنج نهان به آهنگسازی استاد مجید درخشانی حمید قنبری
• نوازندهی تنبک
• متولد 1353 در تهران
• تحصیلات: شیمی کاربردی – فارغالتحصیل رشتهی موسیقی
• استاد: از سال 1373 نزد بهمن رجبی
• سابقهی فعالیتهای هنری:
اجرای کنسرت با گروههای «آفتاب»، «آفاق»، «مهر «آوا» و «مهتاب» در تهران و دیگر شهرهای ایران. همکاری با ارکستر سمفونیک تهران بهرهبری فریدون ناصری. شرکت در تهیه و اجرای موسیقی فیلم تئاتر و سریالهای تلویزیونی. همکاری در اجرای آلبومهای «سایه روشن مهتاب» به آهنگسازی احسان ذبیحیفر و خوانندگی بیژن کامکار، «آتش و نی» و «راز عشق» بههمراه بهزاد فروهری و مجید وطنیان، آلبومهای «میشنیدم از پرنده» و «بخوان با من» در زمینهی موسیقی کودک به آهنگسازی محمدرضا فیاض، آلبوم «پرسه در آینه» بههمراه گروه آفتاب، دو آلبوم بر اساس موسیقی لری و آلبوم «نظم و نثر» با همراهی عود سعید نایبمحمدی. همکاری با پدرام خاورزمینی در ویرایش کتاب «نتنوشتههای امیر ناصر افتتاح» و تهیهی آلبومی برای سازهای کوبهای بهنام «کوتاه»، منتشرشده در ایران و اروپا سینا جهان آبادی
نوازندهی کمانچه
متولد 1354 تهران
تحصیلات : فارغ التحصیل هنرستان موسیقی، کارشناس ارشد رشته نوازندگی موسیقی ایرانی ( دانشگاه هنر )
اساتید:
• آقایان داوود گنجه ای، شادروان کامران داروغه، اردشیر کامکار، علی اکبر شکارچی
سوابق و فعالیت های هنری
• همکاری با استاد شجریان (گروه آوا) در کنسرت اصفهان سال 1386
• همراهی با استاد شهرام ناظری (گروه مولوی) در کنسرت انگلستان و قونیه سال 2007
• حضور در فستیوال های صوفی ( پاکستان ) توزر ( تونس )
• نوازندگی کمانچه، ویولن و تنظیم آهنگ در تعداد زیادی از آلبوهای موسیقی از جمله نسیم وصل، با ستاره ها، به خوانندگی آقای همایون شجریان و … حسین رضایینیا
نوازندهی دف و دایره
متولد 1354 در تهران
استاد: از سال 1371 نزد استاد بیژن کامکار
سابقهی فعالیتهای هنر :آغاز فراگیری موسیقی در سال 69 با ساز سنتور و سپس یادگیری دف در مرکز حفظ و اشاعهی موسیقی، تدریس ساز دف در خانهی تنبور شمس، نوازندهی دف سمفونی «ایثار» بهرهبری مجید انتظامی، برگزاری کنسرتهای متعدد با گروه موسیقی «شمس» و «مولوی» (استاد شهرام ناظری))، نوازندگی دف در آلبومهای گوناگون از جمله «گل آتش»، «پنهان چو دل» و «غوغای عشقبازان»، همراهی با گروه موسیقی «آوا» و استاد شجریان در کنسرتهای تهران و اصفهان سال 8? و تور کنسرت بهاره در آمریکای شمالی در سال 2008. حامد افشاری
نوازنده قیچک باس
متولد : 1356 کاشان
تحصیلات : دکتری پزشکی
• فراگیری تمبک نزد علی صائمی 1367
• فراگیری ویلن نزد مرحوم اسدالله ملک 1374
• فراگیری مبانی هارمونی و سلفژ نزد فرهاد هراتی 1376
• آغاز نوازندگی قیچک باس به راهنمایی اسثاد مجید درخشانی 1384
• شرکت در کلاسهای ریتم های ادواری اسثاد محمد رضا لطفی 1385
سابقه فعالیت هنری:
• همکاری با گروه پرنیان به سرپرستی کامیار صیقلی
• همکاری با گروه چاووش به سرپرستی زیدالله طلوعی
• همکاری با گروه خورشید به سرپرستی اسثاد مجید درخشانی
• همکاری با گروه مهتاب به سرپرستی احسان ذبیحی فر
• همکاری در تولید آلبومهای فصل باران ، آسمانه، بودن و سرودن، گنج نهان و…
مهدی امینی
نوازندهی رباب
متولد 1358
فارغ التحصیل رشته موسیقی ایرانی مقطع کارشناسی از دانشگاه هنر
فراگیری ساز تار از سال 1374 نزد استادان :
آیدین اولیانسب، محمدرضا ابراهیمی، بهروز همتی ،هوشنگ ظریف
سوابق هنری :
کسب مقام اول درنخستین فستیوال جامع دانشجویان دانشگاه هنر گرایش بداهه نوازی سال 83
کسب مقام اول درپنجمین جشنواره دانشجویان کشور ویژه تار نوازان سال 83 مهرداد ناصحی
نوازندهی قیچک آلتو
متولد 1361 در تهران
تحصیلات: فارغالتحصیل از هنرستان موسیقی و دانشکدهی سوره
اساتید: از سال 1376 سعید فرجپوری، علیاکبر شکارچی، اردشیر کامکار، مجید درخشانی و محمدرضا لطفی
سابقهی فعالیتهای هنری:
برگزیدهی جشنوارهی سراسری آوای همبستگی»،فجر برای نوازندگی کمانچه
همکاری با گروههای موسیقی «صنم»، «مضراب »، «ماه»
نوازنده گروه «خورشید» در کنسرتهای متعدد داخلی و خارجی از جمله اجراهایی در مسکو-چین- ،فرانسه-آلمان و دانمارک-
تکنواز ارکستر «موسیقی نو» بهسرپرستی علیرضا مشایخی، خوانندهی باس کر در ارکستر سمفونیک تهران و صدا و سیما.
آثار منتشر شده :فصل باران-آسمانه- به آهنگسازی استاد مجید درخشانی
/قدریار-همنشین دیرینه/و البوم موسیقی نو به آهنگسازی علیرضامشایخی کاوه معتمدیان دهکردی
نوازندهی کمانچه
متولد 1362 شهرکرد
تحصیلات :کارشناس موسیقی از دانشگاه هنر ودانشجوی کارشناسی ارشد
نوازندگی کمانچه را از سال 1374 در شهرکرد آغاز کرد.
اساتید:اردشیر کامکار-سعید فرج پوری-علی اکبر شکارچی
عناوین:
کسب مقام اول آهنگسازی در جشنواره غدیر تهران 1382
کسب مقام دوم گروه نوازی در جشنواره فجر تهران 1383
کسب مقام اول نوازندگی کمانچه در جشنواره موسیقی نواحی 1384
کسب مقام اول گروه نوازی در جشنواره موسیقی حماسی خرم آباد 1385
فعالیتهای گروهی:
سرپرست گروه بامداد تاسیس 1384 و اجرا در تهران ، سمنان ، اهواز ، شهرکرد
فعالیت با گروههای سپیدار ، آبیدر، ارغنون ، نوای مهر سحر ابراهیم
متولد 63 تهران
وی فراگیری موسیقی را در سن 11 سالگی با ساز قانون نزد ملیحه سعیدی آغاز کرد . بعد از فارغ التحصیل شدن از هنرستان موسیقی دختران تهران به ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی در دانشگاه عالی موسیقی تهران پرداخت و هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد موسیقی دانشگاه هنر می باشد.
فعالیتهای هنری:
کنسرت های متعدد در داخل ایران و همکاری با ارکسترهایی از قبیل: شمس و فیلارمونیک اکراین، سیمرغ، رستاک، خورشیدو..
اجرای کنسرتهای متعدد در کشورهایی چون : اتریش، هلند، آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا.
اجرای موسیقی در (fiture) اسپانیا، (Bit) ایتالیا، (ITB) آلمان، (Mondial) فرانسه همراه با گروه سیمرغ.
دریافت لوح هنری از مرکز Buhne im hof (کشور اتریش)
دریافت دیپلم افتخار در فستیوال (fiture) اسپانیا
وی تاکنون از محضر استادانی چون : ملیحه سعیدی، فرهاد فخرالدینی، حسین دهلوی، نصرالله ناصح پور، سیاوش بیضایی، محمدرضا لطفی، علی اکبر شکارچی، مجید درخشانی، داریوش طلایی، شریف لطفی، اردوان کامکار بهره برده است. نگار خارکن
نوازنده کمانچه
متولد 1362 تهران
کارشناسی موسیقی دانشکده عالی موسیقی – دانشجوی کارشناسی ارشد موسیقی
فراگیری کمانچه نزد: اردشیر کامکار – هادی منتظری – سعید فرجبوری
کنسرت های متعدد در داخل ایران و همکاری با گروه هایی از قبیل : هم آوایان سال 86 – حسین علیزاده، گزوه مولوی شهرام ناظری سال 87 ، گروه اشتیاق و کوارتت زهی علیرضا قربانی 87
اجرای کنسرت های متعدد در آلمان و فرانسه جمشید صفرزاده
- نوازندگی پیانو در 8 سالگی نز آقای قوامی
- نوازندگی سنتور در 10 سالگی نزدعلی تحریری
- تعلیم ردیف صبا و قطعات استاد پایور نزد بهناز ذاکری
- فراگیری ردیف میرزا عبدالله نزد پشنگ کامکار و همچنین تعلیم تحت نظر اردوان کامکار
- فارغ التحصیل رشته موسیقی از دانشگاه آزاد اسلامی
- همکاری با گروههایی چون مضراب, خورشید وماه (به سرپرستی مجید درخشانی) و آژنگ که نتیجه آن کنسرتهای متعدد در داخل ایران و نیز کشورهایی چون دانمارک, سوئد, آلمان و روسیه می باشد.
__________________
ای امید قلب مشتاقان ، سلام
من فدای نام و عنوان توأم
ریزه خوار خوان احسان توأم
دارم از حق خواهش دیدار تو
تا که گردم در رکابت ، یار تو
رَبّ عَجّل فی ظهور المُنتظَر
نَوّرِ العالَم بنور المنتظر
تعداد 3 کاربر از nader_dji عزیز به دلیل ارسال این پست مفید تشکر کرده اند :
موسيقي ما - آلبوم تصويري گروه «رستاك» با عنوان «همه اقوام من» با گويشهاي مختلف ايراني وارد بازار موسيقي شد. گروه "رستاك " به سرپرستي "سيامك سپهري " و خوانندگي "فرزاد و بهزاد مرادي " اين آلبوم را منتشر كردهاند كه در تيراژ 300 هزار نسخه عرضه شده است.
براساس اين گزارش، اين آلبوم گويشهاي مختلف ايراني چون بختياري، آذري، لري، بلوچي، گيلكي، كردي را در بر ميگيرد و شامل قطعات بارون(لري)، چند روايت از داستان رعنا، رعنا(گيلكي)، عاشيق ايمران حيدري، گل گل(آذري)، استاد غلامعلي پورعطايي، ليلا(خراساني)، سوزله(كردي)، بلال(بختياري)، استاد ماشالله بامري، مروچان(بلوچي) و پشتصحنه آثار ميشود.
اين آلبوم را مؤسسه سينما 24 توسط هنر اول در سراسر كشور پخش كرده است.
گروه "رستاك " متشكل از سيامك سپهري: تار، فرزاد مرادي: خواننده، قوپوز، تارباس، دهل، تامبورين، دوتار، سهتار، رضا عابديان: كمانچه و تارباس آرشهاي، بهزاد مرادي: خواننده، دف، دهل، قوپوز، كوزه، طاس، تامبورين، دسركتن، پيران مهاجري: عود و دهلك، سحر ابراهيم: قانون، اكبر اسماعيليپور: تار، محمد مظهري: كمانچه، سارا نادري: دوتار، رباب، سهتار، پيپه، دسركوتن و دايره، ياور احمديفر: دف، دايره، دهل و پيپه، كاوه سروريان: سرنا، بالابان، ني، لبك، سارا احمدي: دف و سازهاي كوبهاي و ليلا مرات: مدير گروه است.
۱۶ سال پیش سیامک و بهزاد شالوده گروه موسیقی همنوایان” رستاک” را در تهران بنا نهادند و دوسال بعد با پیوستن ناصر آریا نیا ، امیر کارباف،میلاد عمرانلو، و مهدی بهمن این گروه را راه انداختند . چندی بعد مهرداد نهائی ، آرش محمدی ، سعید کاظمی ، محمد قاسمی در قالب یک گروه همخوانی به آنها ملحق شدند .
هشت سال پیش این گروه موفق شد با شرکت نوازندگان و خوانندگانی چون خلیفه آق قوسی از کردستان ،نور محمد درپور از خراسان شیر محمد اسپندار از سیستان و بلوچستان ،محسن حیدریه از بوشهر، عاشق عمران و عاشق حسن از آذربایجان ،فاروق کیانی از خراسان خسرو و محمد رضا اسحاقی از مازندران ، دکتر تکه و قلیچ انوار از ترکمن صحرا قطعه های تازه ای از موسیقی محلی ایران را با اجرائی جدید به علاقمندان موسیقی معرفی کند .
این گروه در طول زمان ساختن موسیقی متن بسیاری از سریالهای تلویزیونی و فیلمهای سینمائی را نیز به عهده گرفت تا سرانجام با پیوستن محمد رضا مظهری، یاور احمدی فر، اکبر اسماعیل پور، سحر ابراهیم،سارا نادری ، کاوه سروریان و هاله سیف زاده شکل تازه ای به خود گرفت و صحنه های بسیاری از کنسرتهای موسیقی در ایران و خارج از کشور را فتح کرد . نوار ویدئوئی که ملاحظه می کنید ، دستاورد این گروه برای هواداران موسیقی سرزمینی ایران است که امیدواریم بپسندید.
رنگوارههای کهن ، آلبومی است که گروه موسیقی «رستاک» با تکیه بر موسیقی نواحی ایران تولید کرده است. آهنگسازی این آلبوم را سیامک سپهری انجام داده و معتقد است توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند.به این بهانه سراغ آهنگساز و سرپرست این گروه رفتیم. آلبوم «رنگوارههای کهن» چگونه شکل گرفت؟
این اثر نخستین تجربه ضبط شده موسیقایی گروه «رستاک» است که در آن سعی شده به تعدادی از فرهنگهای موسیقایی کشور بپردازیم، ابتدا قصد ما تنها اجرای زنده این اثر بود و برای اینکه اجرا حس بهتری بگیرد، به سراغ ضبط اثر رفتیم، زیرا نیاز داشتیم نمونه صوتی از کار داشته باشیم تا تمرینات سرعت بیشتری داشته باشد و حس بهتری پیدا کند. پس از ضبط ۶ قطعه از اجرای زنده برای ما مشخص شد که آثار قابلیت این را دارد که به صورت یک آلبوم مجزا منتشر شود، در نتیجه آلبوم رنگوارههای کهن با حمایت مرکز موسیقی حوزه هنری و با همراهی رضا عابدیان، فرزاد مرادی، مجید پوستی و پرهان مهاجری شکل گرفت.
این کار در مجموع براساس یک آنسامبل ثابت است و در این آنسامبل ثابت یکسری از سازهای مشخص را که به نوعی مربوط به موسیقی دستگاهی یا ملی ایران مثل کمانچه، تار، قانون و عود و… بوده به کار بردهایم و در هر قطعه به فراخور اینکه آهنگ برمبنای جغرافیای خطهای خاص است، ویژگی های موسیقایی آن منطقه را هم به اثر اضافه کردهایم که لهجه در آنها بسیار دخیل بوده است. سازهای شاخص هر منطقه جغرافیایی را هم برای اجرای موسیقی آن منطقه انتخاب کردیم. برای مثال در موسیقی بلوچستان از دهلک بلوچستان، یا برای موسیقی کردستان از کمانچه به عنوان ساز شاخص و قالب آن منطقه در قطعه مربوط به آن منطقه استفاده کردیم که بتوانیم نمادی از هر منطقه را داشته باشیم. چطور شد که وارد موسیقی نواحی ایران شدید؟
نخستین مواجهه جدی من با موسیقی نواحی ایران زمانی شکل گرفت که قرار شد برنامه ای را در جشنواره ایران گردی اجرا کنیم و به دلیل ساختار جشنواره تصمیم گرفتیم به اقوام ایرانی بپردازیم. در یک برنامه فشرده ۲۱ آلبوم موسیقی نواحی ایران را (که تنها منبع موسیقی نواحی بود) بین گروه تقسیم کردیم تا بتوانیم در مورد نوع موسیقی نواحی مختلف ایران اطلاعات شنیداری به دست آوریم و همین اتفاق فضای ذهنی مرا در مورد موسیقی تغییر داد و از آن زمان به بعد سلیقه من در اجرا، تنظیم و آهنگسازی به ژانر موسیقی نواحی تغییر کرد. قطعات این اثر ساختاری ملودیک دارد، دلیل این شیوه اجرایی برای موسیقی نواحی را توضیح می دهید؟
قصد ما در ملودیک اجرا کردن رنگوارههای کهن (چه در اجرای زنده و چه در آلبومی که منتشر شد) ارتباط برقرار کردن با طیف وسیعتری از مخاطب بود، یعنی به بیان دیگر علاوه بر علاقهمندان به موسیقی نواحی ایران، تصمیم داشتیم مخاطبان عام موسیقی نیز این کار را برای شنیدن انتخاب کنند. البته منظور از مخاطب عام نه به معنای مخاطبی که موسیقی ضعیف را میپسندد، عام به معنای مخاطبی که گوش موسیقایی دارد، بویژه نسل جوانی که تقریبا با موسیقی نواحی ایران بیگانه است. در نتیجه در تمام قطعات سعی خود را بر این گذاشتیم که آثار آنقدر تحرک و پویایی داشته باشد که در تمام طول کنسرت و اجرای آلبوم مخاطب خسته نشود و تا پایان اجراها و آلبوم با گروه رستاک همراه باشد، اما برای تحقق این مهم مجبور بودیم ساختار موسیقی نواحی به گونهای باشد که آسیبی به این موسیقی نزند، ضمن اینکه در بین این قطعات ما قطعاتی داشتیم که پل ارتباطی اتصال قطعه هرمنطقه به منطقه دیگر بود و این بخش، حفظ اصالت موسیقی منطقهای ایران را در آلبوم سختتر میکرد. شیوه ساز بندی این اثر نیز متفاوت است، سازها با رنگ صدایی متفاوت قطعات را اجرا میکنند.
ما با یک مجموعه چند صدایی از سازها مواجه بودیم، در وهله نخست میخواستیم قرار گرفتن مجموعه سازهای دستگاهی در کنار سازهای نواحی ایران به گونهای باشد که اصالت موسیقایی خطههای ایران حفظ شود. در وهله دوم میخواستیم هر قطعه از موسیقی نواحی روح موسیقی خطهای را که معرف آن است، از دست ندهد.
این امر نوعی محدودیت یا الزام بود که برای خودمان تعریف کردیم و یک بخش سخت کار نیز انتخاب ملودیهایی بود که ما در این اثر از آنها استفاده کردیم، زیرا ضبط این اثر به منظوری که ما دنبال میکردیم، اجرای ملودیک آثار نواحی بود و این مهم زمان زیادی از ما گرفت، ضبط بعضی قطعات در فضای کارگاهی که با آن روبهرو بودیم بسیار خوب پیش میرفت، بعضی از قطعات هم به بنبست میرسید، ضمن اینکه ما واقعا نمیدانستیم چه بازخوردی پیدا میکند. نمونهای هم در دسترس نداشتیم که بدانیم الگوی کار چه چارچوبی باید داشته باشد، علاوه بر تمام این موارد، تنها یک خواننده آثار را اجرا کرد. این مساله با توجه به تنوع فرهنگ زبانی هر منطقه ایران (در لهجه و گویش) شرایط دشوارتری برای گروه بویژه خواننده اثر ایجاد کرد، ضمن اینکه ما میخواستیم موسیقی رنگوارههای کهن بشدت بر خوانندگی آن غلبه داشته باشد. آیا این اثر نیز مثل اکثر کارهای موسیقی نواحی که به صورت منطقهای و معرف هر منطقه است ساختار پژوهشی دارد؟
خط سیر کاری رستاک که از سال ۸۰ آن را دنبال کردهایم ایجاد فضایی در موسیقی نواحی ایران بود که بتواند با دامنه گستردهتری از مخاطب ارتباط برقرار کند. در آلبوم رنگوارههای کهن هم تا حدی توانستیم به این دستاورد برسیم و پس از تولید این کار و بازخورد آن در گروه مخاطب عام متوجه خصلتهایی از اثر شدیم و با تغییراتی که در شیوه ارائه موسیقی نواحی دادیم، سعی کردیم مخاطب بیشتری را با این روند همراه کنیم، علاوه براینکه قصد داشتیم شیوه بیان اثر برپایه موسیقی نواحی ایران باشد. به همین خاطر سعی میکردیم که برخورد صرفا موزهای و پژوهشی با موسیقی نواحی نکنیم، به بیان دیگر میخواستیم به سمت بخشی از موسیقی نواحی برویم که برای ما کاربردی باشد؛ ما در ایران پتانسیلهای بسیار غنی از موسیقی نواحی داریم که متاسفانه با تغییر فرهنگ شنیداری مردم در حال فراموش شدن است و نسل جوان ما فرصتی برای آشنایی با این بخش از موسیقی ایران را ندارد. در این زمان به سمت چیزی در حال حرکت هستیم که نوعی بیرحمی است نسبت به آنچه داریم، جدا از خوبی یا بدی، این اتفاق، حس غمانگیزی دارد، وقتی دنیای زیبایی در موسیقی چنین کشوری جریان دارد و ما امکان شناختنش را نداریم. آیا آلبوم یا اجرای زنده دیگری هم با این شیوه آهنگسازی در ژانر موسیقی نواحی ایران در دست تولید دارید؟
کار بعدی ما که تصور میکنم بهزودی وارد بازار موسیقی شود، کاری تصویری و صوتی است با عنوان «همه اقوام من» با فضایی متفاوت به لحاظ انتخاب ملودیها، زیرا در این اثر به ملودیهایی پرداختیم که در هر منطقه جغرافیایی شناختهشدهتر باشد، ملودیهایی با فضای منظومه و ترانه، البته ملاک انتخاب این ملودیها قدمت تاریخی نبوده و بیشتر گستردگی فرهنگی را که این آثار داشته، مورد توجه قرار دادیم.
__________________
ای امید قلب مشتاقان ، سلام
من فدای نام و عنوان توأم
ریزه خوار خوان احسان توأم
دارم از حق خواهش دیدار تو
تا که گردم در رکابت ، یار تو
رَبّ عَجّل فی ظهور المُنتظَر
نَوّرِ العالَم بنور المنتظر
ویرایش توسط nader_dji : 08-28-2010 در ساعت 09:24 PM
تعداد 4 کاربر از nader_dji عزیز به دلیل ارسال این پست مفید تشکر کرده اند :
سلام. خیلی خیلی ممنون از اینکه اینقدر زود در بارهء گروه "رستاک" نوشتید.
فقط اگر ممکنه همونطور که گفتم زندگینامهء اعضاء رو هم اگر بذارید، مثل گروه شهناز که هر کدوم رو نوشتید، واقعاً ممنون می شم. مخصوصاً بهزاد مرادی خوانندهء گروه. باز هم ممنون.
__________________
یا به اندازهء آرزوهایت تلاش کن؛ یا به اندازهء تلاشت آرزومند باش
تعداد 4 کاربر از elahe_n12345 عزیز به دلیل ارسال این پست مفید تشکر کرده اند :
سلام بیشتر از این از این گروه اطلای بیرون درز نکرده اگه پیدا کنم چشم
__________________
ای امید قلب مشتاقان ، سلام
من فدای نام و عنوان توأم
ریزه خوار خوان احسان توأم
دارم از حق خواهش دیدار تو
تا که گردم در رکابت ، یار تو
رَبّ عَجّل فی ظهور المُنتظَر
نَوّرِ العالَم بنور المنتظر
تعداد 3 کاربر از nader_dji عزیز به دلیل ارسال این پست مفید تشکر کرده اند :
محمد مهدی معارفی ملقب به متین دو حنجره متولد ۱۳ شهریور سال ۱۳۶۶ در شهر کرج به دنیا آمد و دوران کودکی او با سختی های فراوان در یکی از محله های پایین شهر سپری شد. وی از اول به موسیقی علاقه بسیار شدیدی داشت و به دلیل مشکلات مالی فراوان حتی قادر به تهیه یک گیتارهم نبود. تا اینکه مادرش در حالیکه مخالف فعالیت متین در این کار بود ، درسن شانزده سالگی ، ساز مورد علاقه اش را برای او خرید و او پس از مدتی وارد کلاسهای آموزش گیتار شد .
متین به دلیل استعداد بالا و همچنین ضربات روحی و احساسی فراوانی که بر او وارد شده بود در کار موسیقی و گیتار تبهر زیادی نشان داد و از جلسات چهارم و پنچم کلاس گیتار شروع به شعر و ملودی گفتن کرد.
اوایل کارمتین یک هنجره داشت یعنی همان صدای نازکی که شما در کارهایش از او میشنوید ولی با نکته سنجی استادش به نام هومن قاضی متوجه شد که میتواند بر روی صدای بمش کارکند تا صدای نازکش جذابیت بیشتری داشته باشد و اینکه به مرور زمان متین متوجه شد که صدای بمش با صدای نازکش زمین تا آسمان فرق میکند و به این ترتیب در حال حاضراو را به عنوان متین دو هنجره میشناسند.
به گفته خود متین ، دو هنجره ی او دو شخصیت کاملا احساسی هستند که شخصیت اول (صدای بم) او انسان کاملا خشن و افسار گسیخته است ولی در مقابل او شخصیت دوم(صدای نازک) کاملا احساساتی و همیشه از عواطف میگوید.
او از5 سال پیش وارد عرصه موسیقی شد وکارش را با نوازندگی گیتار شروع کرد.
اولین آلبومش ، آلبوم رسمی او به عنوان طناب دار یا em میباشد که وی تلاش زیادی جهت گرفتن مجوز برای آلبوم em کرد ولی موفق به گرفتن مجوز نشد.
او دارای دو صدای متفاوت است که یک صدا به صورت بم و صدای دیگر نازک میباشد که عده زیادی وجود یک خواننده با دو صدای متفاوت را غیر ممکن میدانستند و همه فکر میکردند او در ترانه هایش از صدای خواننده دیگری هم استفاده میکند و به عبارت دیگرمتین به همراه خواننده دیگری میخواند.
به گفته متین صدایش کاملا متعلق به خودش بوده و در صدای او هیچگونه دستکاری و تغییری توسط کامپیوتر ایجاد نشده است و برای اثبات آن چندین ترانه به صورت زنده در مصاحبه های مختلف انجام داده است که این واقعیت را اثبات میکند.
متین وارد سبکی شد که تا به حال به فکر کسی نرسیده بود و به گفته خودش به سبکی روی اورد که تا به حال کسی به آن سبک کار نکرده بود و در کشور ما سبکی نو و تازه بود.سبک ترانه های او به راک شرقی معروف است.
او برای تنظیم اهنگهایش، تعدادی از ملودیهای خود را در بعضی ازاستادیوها میخواند که این کار او باعث لو رفتن تعدادی از ملودیها و کارهایش شد که وی در آلبوم بعدی خود به نام سربداران ترانه ی دزدا را خواند و آن را تقدیم کرد به تمامی سارقان ترانه های او و ترانه های دیگر خوانندگان.
یکی دیگر از البوم های او البوم مشروب هستش
درحال حاضر آخرین البوم او به نام حنجره سوم معروف است که این البوم دارای هفت ترک میباشد. او با ارائه این البوم به شهرت خود افزود و طرفداران زیادی پیدا کرد.
با آرزوی موفقیت بیش از پیش برای این خواننده محبوب ...
و حالا یه سوال :
تو این سایت هیچکس متین دو حنجره گوش نمیده؟